خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید و از جفا و بیوفایی او شکایت دارد. او حال زار و دلشکسته خود را توصیف میکند و از دوری معشوق و دردهای عشق مینالد. با این حال، هنوز امید به وصال دارد و دلش در هوای معشوق پر میزند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۶ - جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است
جانا دو ابروی تو هلالی خمیده است
چون آن هلال دیده ی عقلم ندیده است ۱
از حد مبر جفا و بیندیش از وفا
زان رو که خار جور تو در جان خلیده است ۲
دانی که حال زار من خسته دل چه شد
جانم به لب ز دست جفایت رسیده است ۳
قدر وصال کعبه روی تو دلبرا
داند کسی که راه بیابان بریده است ۴
مرغ دل ضعیف من ای نور دیدگان
اندر هوای کوی وصالت پریده است ۵
گویی که صبر چاره ی کارت بود ولی
صبر از برم چو آهوی وحشی رمیده است ۶
ما با خیال دوست همه شب مصاحبیم
لیکن به راه شوق دل ما پریده است ۷
ما را به جز غمش نبود در جهان کسی
گرچه به جای من دگری برگزیده است ۸
چون آن هلال دیده ی عقلم ندیده است ۱
از حد مبر جفا و بیندیش از وفا
زان رو که خار جور تو در جان خلیده است ۲
دانی که حال زار من خسته دل چه شد
جانم به لب ز دست جفایت رسیده است ۳
قدر وصال کعبه روی تو دلبرا
داند کسی که راه بیابان بریده است ۴
مرغ دل ضعیف من ای نور دیدگان
اندر هوای کوی وصالت پریده است ۵
گویی که صبر چاره ی کارت بود ولی
صبر از برم چو آهوی وحشی رمیده است ۶
ما با خیال دوست همه شب مصاحبیم
لیکن به راه شوق دل ما پریده است ۷
ما را به جز غمش نبود در جهان کسی
گرچه به جای من دگری برگزیده است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - آن سرو بین که بر لب جوی ایستاده است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - پشت دلم ز بار فراقت خمیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.