خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و شوق عاشقانهی شاعر به معشوق است. او از عشق و فراق مینالد و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر به قدرت دعا و لطف الهی اشاره میکند و از خداوند میخواهد که به حال جهان رسیدگی کند.
مفاهیم عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و اصطلاحات بهکاررفته در شعر ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۱۰۶ - ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست
ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست
واندر دل ما آکه ز مهر تو شجرهاست ۱
یک شب گذری کن به من خسته و بنگر
کآه دل ما در غم عشقت به سحرهاست ۲
از حسرت شیرین لبت، ای کام دل من
فرهاد صفت گشته به کوه و به کمرهاست ۳
از آه من خسته ی درویش بیندیش
زیرا که دعا را ز سر سوز اثرهاست ۴
از هدهد اگر حال سبا باز بپرسی
ای دل تو چه دانی که از آنجا چه خبرهاست ۵
یارب تو بساز از کرمت کار جهان را
کاندر ره الطاف تو ای دوست کرمهاست ۶
آخر نظر لطف به احوال جهان کن
زان رو که تو را بر دل این بنده نظرهاست ۷
واندر دل ما آکه ز مهر تو شجرهاست ۱
یک شب گذری کن به من خسته و بنگر
کآه دل ما در غم عشقت به سحرهاست ۲
از حسرت شیرین لبت، ای کام دل من
فرهاد صفت گشته به کوه و به کمرهاست ۳
از آه من خسته ی درویش بیندیش
زیرا که دعا را ز سر سوز اثرهاست ۴
از هدهد اگر حال سبا باز بپرسی
ای دل تو چه دانی که از آنجا چه خبرهاست ۵
یارب تو بساز از کرمت کار جهان را
کاندر ره الطاف تو ای دوست کرمهاست ۶
آخر نظر لطف به احوال جهان کن
زان رو که تو را بر دل این بنده نظرهاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - داری دلا خبر تو که دردش دوای ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - هر که را نیست ز جانان خبری بی خبر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.