خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و فراق معشوق خود می‌نالد و از درد هجران و سوز دلش سخن می‌گوید. او زیبایی‌های معشوق را با عناصر طبیعت مانند ماه و گل مقایسه می‌کند و از جفا و بی‌عدالتی معشوق شکایت دارد. شاعر تمام وجود خود را وقف معشوق کرده و از این که مورد بی‌مهری قرار گرفته، احساس ناراحتی می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد تا به‌طور کامل درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۹۶ - ز هوای سر زلف تو دلم پر سوداست

ز هوای سر زلف تو دلم پر سوداست
وز خیال رخ تو دیده ی جان خون پیماست ۱

هوس وصل تو دارد دل سرگشته ی من
سر در این سر شود ای دوست که اندیشه ی ماست ۲

زلفت از باد هوا زود پریشان گردد
سر سبک دارد از آن روی چنین بی سر و پاست ۳

خار هجر تو دل خسته ی ما بخراشید
گل روی تو نبینیم، چنین ظلم رواست ۴

همچو رخسار تو نشکفت گلی در بستان
در چمن چون قد زیبات کجا سروی خاست ۵

ور بود نیز نه چون قامت رعنات بود
من بگویم سخنی چون قد و بالای تو راست ۶

نسبت روی تو با ماه چنین می کردم
نیک دیدیم نگارا ز کجا تا به کجاست ۷

نظرم بر مه و خورشید نیفتاد دگر
تا سواد رخت از دیده ی غمدیده جداست ۸

خواری و جور و جفا بر من مسکین تا چند
مکن ای جان عزیزم مکن این عین خطاست ۹

من مسکین دو جهان در سر و کارت کردم
آخر این جور و جفا بر من بیچاره چراست ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵ - ای سرو چمن چو قامتت راست
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - آن نگار بی وفا گر یار ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.