خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل شاعر می‌پردازد. شاعر از قد بلند و زیبایی معشوق به عنوان سروی در بهشت یاد می‌کند و از عشق و اشتیاق خود به او سخن می‌گوید. همچنین، از درد فراق و ناامیدی از وصال معشوق شکایت می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳ - تا که سرو قدت به پا برخاست

تا که سرو قدت به پا برخاست
دل مسکین ما ز جا برخاست ۱

در بهشت برین و باغ جهان
چون تو سروی بگو کجا برخاست ۲

پای چوبینش بین که با قد تو
شرم بادش بگو چرا برخاست ۳

قامتت را بدید سرو سهی
در چمن بانگ مرحبا برخاست ۴

بوی زلفت رسید سوی جهان
از نسیمی که از صبا برخاست ۵

در خیالم گذشت صورت دوست
هوس وصل او مرا برخاست ۶

دل ما را به یک نظر بربود
پرده از روی کار ما برخاست ۷

در غم روی تو دل مسکین
از سر جانش بارها برخاست ۸

کردم از لعل او تمنّایی
رو بگرداند چون گدا برخاست ۹

ای طبیب دلم چرا آخر
از سر درد ما دوا برخاست ۱۰

چین ابرو گشاده بود مگر
ترک ما از ره خطا برخاست ۱۱

هم ز لطفش در آمد از در ما
از سر جنگ و ماجرا برخاست ۱۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۳۲۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲ - چند از جان کشم به دل بارت
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - صبحدم نکهت صبا برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.