خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و اشتیاق به معشوق، دل و جانش را سوزانده و از دنیا بریده است. او از سوختن در آتش عشق، بیتابی دل و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۷۶ - در غم عشقت دل تنگم بسوخت
در غم عشقت دل تنگم بسوخت
بی رخ تو دیده ز عالم بدوخت ۱
نام رخت بردم و در بوستان
گل ز جفای رخ تو برفروخت ۲
دل نتواند صنما در غمت
یک سر مویت به دو عالم فروخت ۳
ای که چو پروانه به شمع رخت
زآتش عشقت پر و بالم بسوخت ۴
پیرهن وصل تو خیاط بخت
بر قد و بالای دل من بدوخت ۵
خاک سر کوی تو آبم ببرد
آتش عشق تو جهانی بسوخت ۶
بی رخ تو دیده ز عالم بدوخت ۱
نام رخت بردم و در بوستان
گل ز جفای رخ تو برفروخت ۲
دل نتواند صنما در غمت
یک سر مویت به دو عالم فروخت ۳
ای که چو پروانه به شمع رخت
زآتش عشقت پر و بالم بسوخت ۴
پیرهن وصل تو خیاط بخت
بر قد و بالای دل من بدوخت ۵
خاک سر کوی تو آبم ببرد
آتش عشق تو جهانی بسوخت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - پیکان واقعات دلم را به غم بدوخت
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - تا مهر رخ تو دل برانگیخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.