خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق خود می‌گوید. او زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر جهان را توصیف می‌کند، اما از درد هجران و رنج‌های عشق نیز سخن می‌گوید. شاعر از ناامیدی و اندوه خود می‌نالد، اما در پایان به صبر و تحمل دعوت می‌شود.

این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و اصطلاحات شعری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۹ - ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها

ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها
وز بوی زلف دلکشت آشفته شد بازارها ۱

حال دل پر درد خود پنهان ز تو چون دارمش
سرّی ز تو پنهان بود؟ ای واقف اسرارها ۲

از گلستان وصل او هستند هر کس با نصیب
هجران آن گلرخ مرا در دل شکستم خارها ۳

جور بتان آزری آورد جان ما به لب
ای بر دل افگار من زآن آزری آزارها ۴

یکباره از وصلت دری بگشودیی بر جان من
وز روز هجرانت مرا بر دل نشسته بارها ۵

از شادی وصلت منم محروم و محزون از چه روی
ای جان ز غم بنهاده ای بر جان ما خروارها ۶

گفتم به هجران بیش از این آخر تحمّل چون کنم
گفتا جهان مشتاب تو، صبری بکن در کارها ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸ - صبر می باید دلا در کارها
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - قد تو سر کشد از جمله سرو بستانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.