خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که با نرمی و لطف رفتار کند و عاشقان بینوا را نیازارد. همچنین، از زیبایی و بوی خوش معشوق و تأثیر آن بر جهان و جان سخن میگوید و در پایان، از وفاداری خود و ناعادلانه بودن کینهورزی معشوق شکوه میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۲۰ - به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
به دوش برمفکن آن دو زلف مشکین را
مکش به تیغ جفا عاشقان مسکین را ۱
چه باشد ار به شب وصل شاد گردانی
ز لطف خاطر، بیچارگان غمگین را ۲
ز غبن عنبر سارا چو موم بگدازد
اگر تو باز گشایی دو زلف پرچین را ۳
به رنگ و بوی چنین گر به بوستان گذری
خجل کنی به چمن ارغوان و نسرین را ۴
مشام جان و جهانی یقین برآساید
اگر به شانه زنی زلف عنبرآگین را ۵
چه کرده ام گنهی در جهان بگو با تو
بجز وفا که کمر بسته ای چنین کین را ۶
مکش به تیغ جفا عاشقان مسکین را ۱
چه باشد ار به شب وصل شاد گردانی
ز لطف خاطر، بیچارگان غمگین را ۲
ز غبن عنبر سارا چو موم بگدازد
اگر تو باز گشایی دو زلف پرچین را ۳
به رنگ و بوی چنین گر به بوستان گذری
خجل کنی به چمن ارغوان و نسرین را ۴
مشام جان و جهانی یقین برآساید
اگر به شانه زنی زلف عنبرآگین را ۵
چه کرده ام گنهی در جهان بگو با تو
بجز وفا که کمر بسته ای چنین کین را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - فدا کردم به غمهای تو جان را
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - نیست نظر به سوی کس جز رخ دوست دیده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.