خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق ناکام خود مینالد و از معشوق میخواهد که به او رحم کند. او از غم عشق و تاریکی هجران سخن میگوید و از صبا میخواهد پیامش را به یار برساند. شاعر خود را گدای کوی معشوق میداند و از جفاهای او شکایت میکند. در نهایت، معشوق به او میگوید که از این عشق و هوا و هوس دست بردارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایین جذابیت نداشته باشد.
شماره ۳ - دلبرا تا کی مرا داری ز وصل خود جدا
دلبرا تا کی مرا داری ز وصل خود جدا
رحمتی کن بر من دل خسته از بهر خدا ۱
نیک زارم در غم عشقت به تاریکی هجر
از من مسکین پیامی بر به یارم ای صبا ۲
با دلارامم بگو تا کی جفا بر من کنی
بی وفا یارا ستم بر ما چرا داری روا ۳
بر امید آنکه بر حال من اندازی نظر
بر سر کویت مقیمم روز و شب همچون گدا ۴
من گدای کوی تو گشتم به بوی لطف تو
بر گدا آخر مکن چندین جفا ای پادشا ۵
گشته ام بیگانه از بود و وجود خویشتن
تا شدم در کوی تو با روی خوبت آشنا ۶
نرگس رعنای تو بر بود از من جان و دل
در جهان یکتا شدم تا دیدم آن زلف دوتا ۷
گفتم ای جان و جهان یک ره به وصلم شاد کن
گفت ای مسکین گدا از سر برون کن این هوا ۸
رحمتی کن بر من دل خسته از بهر خدا ۱
نیک زارم در غم عشقت به تاریکی هجر
از من مسکین پیامی بر به یارم ای صبا ۲
با دلارامم بگو تا کی جفا بر من کنی
بی وفا یارا ستم بر ما چرا داری روا ۳
بر امید آنکه بر حال من اندازی نظر
بر سر کویت مقیمم روز و شب همچون گدا ۴
من گدای کوی تو گشتم به بوی لطف تو
بر گدا آخر مکن چندین جفا ای پادشا ۵
گشته ام بیگانه از بود و وجود خویشتن
تا شدم در کوی تو با روی خوبت آشنا ۶
نرگس رعنای تو بر بود از من جان و دل
در جهان یکتا شدم تا دیدم آن زلف دوتا ۷
گفتم ای جان و جهان یک ره به وصلم شاد کن
گفت ای مسکین گدا از سر برون کن این هوا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - ای گوهر لطافت و ای منبع صفا
گوهر بعدی:شماره ۴ - من دلداده ندارم به غم عشق دوا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.