این متن به توصیف حالات عرفانی و روحانی عاشقان و سالکان راه حقیقت میپردازد. آنها از خود بیگانهاند و در شراب بیخودی مست شدهاند. این افراد فارغ از دنیای مادی و تعلقات آن، در گوشههای میخانهها به سر میبرند و با قدسیان و روحانیان همخانهاند. آنها گنجهای مخفیاند که در مکانهای ویرانه و گلخنها یافت میشوند. این گروه از هر دو عالم (دنیا و آخرت) بینیازند و در عین دیوانگی، فرزانهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم استفادهشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۸۸ - عاشقان از خویشتن بیگانهاند
وز شراب بیخودی دیوانهاند ۱
شاه بازان مطار قدسیند
ایمن از تیمار دام و دانهاند ۲
فارغند از خانقاه و صومعه
روز و شب در گوشهٔ میخانهاند ۳
گرچه مستند از شراب بیخودی
بی می و بی ساقی و پیمانهاند ۴
در ازل بودند با روحانیان
تا ابد با قدسیان همخانهاند ۵
راه جسم و جان به یک تک میبرند
در طریقت این چنین مردانهاند ۶
گنجهای مخفیاند این طایفه
لاجرم در گلخن و ویرانهاند ۷
هر دو عالم پیششان افسانهای است
در دو عالم زین قبل افسانهاند ۸
هر دوعالم یک صدف دان وین گروه
در میان آن صدف دردانهاند ۹
آشنایان خودند از بیخودی
وز خودی خویشتن بیگانهاند ۱۰
فارغ از کون و فساد عالمند
زین جهت دیوانه و فرزانهاند ۱۱
در جهان جان چو عطارند فرد
بی نیاز از خانه و کاشانهاند ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.