خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و شیدایی خود به معشوق سخن میگوید. او از حالات روحی و احساسات خود در مواجهه با معشوق و تأثیرات آن بر زندگی و وجودش صحبت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند نور، تاریکی، زهد، کفر، و رهایی از خود سخن میگوید و در نهایت به نوعی رهایی و فتح درونی میرسد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند زهد، کفر، و رهایی روحی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۸۲ - نگارم دوش شوریده درآمد
نگارم دوش شوریده درآمد
چو زلف خود بشولیده درآمد ۱
عجایب بین که نور آفتابم
به شب از روزن دیده درآمد ۲
چو زلفش دید دل بگریخت ناگه
نهان از راه دزدیده درآمد ۳
میان دربست از زنار زلفش
به ترسایی نترسیده درآمد ۴
چو شیخی خرقه پوشیده برون شد
چو رندی درد نوشیده درآمد ۵
ردای زهد در صحرا بینداخت
لباس کفر پوشیده درآمد ۶
به دل گفتم چبودت گفت ناگه
تفی از جان شوریده درآمد ۷
مرا از من رهانید و به انصاف
فتوحی بس پسندیده درآمد ۸
جهان عطار را داد و برون شد
چو بیرون شد جهان دیده درآمد ۹
چو زلف خود بشولیده درآمد ۱
عجایب بین که نور آفتابم
به شب از روزن دیده درآمد ۲
چو زلفش دید دل بگریخت ناگه
نهان از راه دزدیده درآمد ۳
میان دربست از زنار زلفش
به ترسایی نترسیده درآمد ۴
چو شیخی خرقه پوشیده برون شد
چو رندی درد نوشیده درآمد ۵
ردای زهد در صحرا بینداخت
لباس کفر پوشیده درآمد ۶
به دل گفتم چبودت گفت ناگه
تفی از جان شوریده درآمد ۷
مرا از من رهانید و به انصاف
فتوحی بس پسندیده درآمد ۸
جهان عطار را داد و برون شد
چو بیرون شد جهان دیده درآمد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۱ - چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۳ - مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.