خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق نافرجام و تلاشهای بیثمر خود میگوید. ابتدا از دوری معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش شکایت دارد و سپس با نزدیک شدن معشوق، به بیفایده بودن این رابطه پی میبرد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع شعرهای کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر جذابیت بیشتری دارند.
شماره ۱۷ - شوخی که کند طره پریشان به عبث
شوخی که کند طره پریشان به عبث
از دور زمن برد دل و جان به عبث ۱
اکنون که به نزدیک من آمد دیدم
هم این به عبث دادم و هم آن به عبث ۲
از دور زمن برد دل و جان به عبث ۱
اکنون که به نزدیک من آمد دیدم
هم این به عبث دادم و هم آن به عبث ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - گیرم دایم بدوستی دل را خوست
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - میخواست فلک که خوارو زارم بکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.