خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق معشوق میگوید و بیان میکند که در شبهای تاریک فراق، تنها یاد و خیال معشوق است که مانند شمعی روشنیبخش است. او امیدوار است که روزی پیام وصال برسد و شب فراق به پایان برسد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲ - ای آنکه به جان ز فرقتش سوزی هست
ای آنکه به جان ز فرقتش سوزی هست
نه جز رخ او شمع شب افروزی هست ۱
می داد بروزد گرم مژده ی وصل
پنداشت شب فراق را روزی هست ۲
نه جز رخ او شمع شب افروزی هست ۱
می داد بروزد گرم مژده ی وصل
پنداشت شب فراق را روزی هست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - از عشق کسی کار تو از کار شده است
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - گویند آن را که چون گل آراسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.