خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که در راه عشق و ایمان خود دچار تحولات روحی و معنوی شده است. او از دنیا و نام و ننگ دوری کرده و به دنبال حقیقت و عشق حقیقی است. در این مسیر، او از دین و دنیا دست کشیده و به درویشی و رندی روی آورده است. متن نشان‌دهنده‌ی تلاش و جست‌وجوی بی‌پایان برای رسیدن به معشوق و حقیقت است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند دوری از دنیا و تحولات روحی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۷۴ - کارم از عشق تو به جان آمد

کارم از عشق تو به جان آمد
دلم از درد در فغان آمد ۱

تا می عشق تو چشید دلم
از بد و نیک بر کران آمد ۲

از سر نام و ننگ و روی و ریا
با سر درد جاودان آمد ۳

سالها در رهت قدمها زد
عمرها بر پیت دوان آمد ۴

شب نخفت و به روز نارامید
تا ز هستی خود به جان آمد ۵

وز تو کس را دمی درین وادی
بی خبر بود و بی نشان آمد ۶

چون ز مقصود خود ندیدم بوی
سود عمرم همه زیان آمد ۷

دل حیوان چو مرد کار نبود
چون زنان پیش دیگران آمد ۸

دین هفتاد ساله داد به باد
مرد میخانه و مغان آمد ۹

کم زن و همنشین رندان شد
سگ مردان کاردان آمد ۱۰

با خراباتیان دردی کش
خرقه بنهاد و در میان آمد ۱۱

چون به ایمان نیامدی در دست
کافری را به امتحان آمد ۱۲

ترک دین گفت تا مگر بی دین
بوک در خورد تو توان آمد ۱۳

دل عطار چون زبان دربست
از بد و نیک در کران آمد ۱۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۴ ۵۴۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۳ - در عشق به سر نخواهم آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵ - ره عشاق بی ما و من آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.