خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از بیوفایی و سستمهری دیگران شکایت میکند و به جوانی و عهدهای آن اشاره دارد. شاعر از ناتوانی خود مینالد و از شادی و غم در زندگی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، دوری، سادهلوحی، و بدگمانی اشاره میکند و در پایان از لطف زبانی و میل قلبی سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و غم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۰۸ - مکن تکیه زنهار تا میتوانی
مکن تکیه زنهار تا میتوانی
به عهد جوانان به عهد جوانی ۱
کی آوردمی تاب این سست مهری؟
نمی بود اگر با من این سخت جانی ۲
نه چندان به عشاق الفت نه دوری
نه پر ساده لوحی نه پر بد گمانی ۳
مده تاج درویشی و کنج عزلت
به تاج فریدون و ملک کیانی ۴
غم از شادمانی بود زانکه در دل
ز شادی غم آمد زغم شادمانی ۵
تو را باشد از ناله ی ناتوانان
فغان و مرا ناله از ناتوانی ۶
گرفتم به دل نیست میل (سحابت)
چه شد آخر اظهار لطف زبانی ۷
به عهد جوانان به عهد جوانی ۱
کی آوردمی تاب این سست مهری؟
نمی بود اگر با من این سخت جانی ۲
نه چندان به عشاق الفت نه دوری
نه پر ساده لوحی نه پر بد گمانی ۳
مده تاج درویشی و کنج عزلت
به تاج فریدون و ملک کیانی ۴
غم از شادمانی بود زانکه در دل
ز شادی غم آمد زغم شادمانی ۵
تو را باشد از ناله ی ناتوانان
فغان و مرا ناله از ناتوانی ۶
گرفتم به دل نیست میل (سحابت)
چه شد آخر اظهار لطف زبانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - خضر آب زندگی خواست من وصل یار جانی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - جاودان داریم در ساغر شراب زندگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.