خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ناامیدی و درد عشق سخن می‌گوید. او از یاری نرسیدن بخت و روزگار شکایت دارد و درد عاشقان بیدار را بیان می‌کند. همچنین به موضوعاتی مانند عزت و خواری، بخشش پس از رنج‌ها، و بیماری چشم اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از جدایی از معشوق و آه و اشک می‌گوید.

متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری دارند.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۸ - از او به یاری بختم امید غمخواری

از او به یاری بختم امید غمخواری
ولی دریغ که بختم نمی کند یاری ۱

چه غم ز دیده ی بیدار عاشقان آن را
که نیست یک دمش از خواب ناز بیداری ۲

به دام تا نفتد صید خود کجا داند
هر آنچه یافته صید من از گرفتاری ۳

بر تو خوار بود هر عزیز و عزت تو
بر آن کسان که ندانند عزت از خواری ۴

پس از هزار عتابم به مدعی بخشید
هزار زخم زد اما یکی نشد کاری ۵

بکوش تا دل آزرده ای بدست آید
و گرنه سهل بود از بتان دل آزاری ۶

تو را که هست بلب معجز مسیح از چیست
که چشم تست چنین مبتلای بیماری ۷

جدا از مهر رخ او ز آه و اشک (سحاب)
بود چو برق یمانی و ابر آزاری ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.