خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان عاشقی بیان میشود که از درد فراق و سوز عشق سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق معشوق بر خود میگوید و از اشک و سخن به عنوان گوهرهای وجودی خود یاد میکند. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، رابطهی عمیق خود با معشوق و تأثیرات متقابل آنها را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۷۴ - نرسد تیر تو بر پیکر من
نرسد تیر تو بر پیکر من
هست گوئی به خدنگت پر من ۱
از تو سوزی که بدل بود هنوز
می توان یافت ز خاکستر من ۲
لب شیرین تو دارد ز عتاب
زهر در شربت جان پرور من ۳
ساغرم گه شکند توبه و گاه
توبه ی من شکند ساغر من ۴
گفتمش خاصیت آب حیات
چه دهد؟ گفت که خاک در من ۵
گهر چشم من اشک است و سخن
گهر طبع سخن: گستر من ۶
هر گهر را صدفی هست (سحاب)
دیده و دل صدف گوهر من ۷
هست گوئی به خدنگت پر من ۱
از تو سوزی که بدل بود هنوز
می توان یافت ز خاکستر من ۲
لب شیرین تو دارد ز عتاب
زهر در شربت جان پرور من ۳
ساغرم گه شکند توبه و گاه
توبه ی من شکند ساغر من ۴
گفتمش خاصیت آب حیات
چه دهد؟ گفت که خاک در من ۵
گهر چشم من اشک است و سخن
گهر طبع سخن: گستر من ۶
هر گهر را صدفی هست (سحاب)
دیده و دل صدف گوهر من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.