خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و امیدهای بربادرفته خود میگوید. او از وفاداری خود سخن میگوید اما از بیوفایی معشوق شکایت دارد. با وجود تمام رنجها و ناامیدیها، هنوز هم امیدوار است که روزی معشوق به او بازگردد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای نوجوانان مناسب نباشد.
شماره ۲۵۷ - پیغام تو را گر همه دل بود بریدم
پیغام تو را گر همه دل بود بریدم
یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم ۱
سنگ ستم هیچ کس این ذوق ندارد
بسیار زهر گوشه ی دیوار پریدم ۲
در مجلس اغیار ندانم به که بودی
هر گه سخن مهر و وفا از تو شنیدم ۳
از بس که به امید تو هر روز نشستم
تا شام در این راه به وصلت نرسیدم ۴
امروز ز امیدم همه آنست که گوید
روزی که زوصل تو شود قطع امیدم ۵
دیگر به چه امید شوم زنده به محشر؟
کم نیست (سحاب) آنچه بیک عمر کشیدم ۶
یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم ۱
سنگ ستم هیچ کس این ذوق ندارد
بسیار زهر گوشه ی دیوار پریدم ۲
در مجلس اغیار ندانم به که بودی
هر گه سخن مهر و وفا از تو شنیدم ۳
از بس که به امید تو هر روز نشستم
تا شام در این راه به وصلت نرسیدم ۴
امروز ز امیدم همه آنست که گوید
روزی که زوصل تو شود قطع امیدم ۵
دیگر به چه امید شوم زنده به محشر؟
کم نیست (سحاب) آنچه بیک عمر کشیدم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.