خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از امیدهای بربادرفته، عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از وفاداری بیپاسخ، شرمندگی از معشوق و اندوه درونی خود سخن میگوید و در نهایت به پناهآوردن به می برای فراموشی دردها اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، رنج عشق و پناهبردن به می است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اشارات مانند 'تیغ' و 'زهر رشک' نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۲۵۴ - عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم
عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم
خویش را خرسند از این فکر باطل داشتم ۱
بی سبب در زیر تیغ ای جان ناقابل نبود
هر قدر شرمندگی از روی قاتل داشتم ۲
مانده از سرو روانی پای من در گل چه باک
گر چو قمری مهر سر و پای در گل داشتم ۳
تا ندانستم زبان را محرم اسرار دل
کس نبود آگاه از رازی که در دل داشتم ۴
بی خبر بودم ز زهر رشک غیر از تلخیئی
در مذاق از هجر آن شیرین شمایل داشتم ۵
با می صافی کنون بر صفحه ی دل بین (سحاب)
زنگ اندوهی که در میخانه زایل داشتم ۶
خویش را خرسند از این فکر باطل داشتم ۱
بی سبب در زیر تیغ ای جان ناقابل نبود
هر قدر شرمندگی از روی قاتل داشتم ۲
مانده از سرو روانی پای من در گل چه باک
گر چو قمری مهر سر و پای در گل داشتم ۳
تا ندانستم زبان را محرم اسرار دل
کس نبود آگاه از رازی که در دل داشتم ۴
بی خبر بودم ز زهر رشک غیر از تلخیئی
در مذاق از هجر آن شیرین شمایل داشتم ۵
با می صافی کنون بر صفحه ی دل بین (سحاب)
زنگ اندوهی که در میخانه زایل داشتم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.