خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تنهایی و ناامیدی خود میگوید. او احساس میکند کسی درد و رنج او را درک نمیکند و تنها خار و خس آشیانهاش را میسوزاند. شاعر آرزو میکند کسی باشد که درد دلش را بشنود و او را درک کند. همچنین، او از جور زمانه و بتان شکایت دارد و احساس میکند که همیشه در غم و اندوه به سر میبرد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمگینانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و جور زمانه نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۲۵۱ - هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام
هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام
جز اینکه سوخت خار و خس آشیانه ام ۱
نبود زبان که آگهت از سوز دل کنم
این شعله بین که می کشد از دل زبانه ام ۲
یک ره چو بوسم آن لب شیرین که نیست خوش
با عمر جاودانه غم جاودانه ام ۳
هر شامگه روم ز پیشی تا در سرای
شاید شبی ز لطف بخواند به خانه ام ۴
گویم به هر کسی که رسم شرح حال خویش
باشد یکی به پیش تو گوید فسانه ام ۵
کرد آگهم زمانه ز جور بتان (سحاب)
تا شکوه هر زمان نبود از زمانه ام ۶
جز اینکه سوخت خار و خس آشیانه ام ۱
نبود زبان که آگهت از سوز دل کنم
این شعله بین که می کشد از دل زبانه ام ۲
یک ره چو بوسم آن لب شیرین که نیست خوش
با عمر جاودانه غم جاودانه ام ۳
هر شامگه روم ز پیشی تا در سرای
شاید شبی ز لطف بخواند به خانه ام ۴
گویم به هر کسی که رسم شرح حال خویش
باشد یکی به پیش تو گوید فسانه ام ۵
کرد آگهم زمانه ز جور بتان (سحاب)
تا شکوه هر زمان نبود از زمانه ام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.