خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود آسیبهای عشق، همچنان به آن وابسته است و از دوری و نزدیکی معشوم غمگین میشود. جهان در غم عشق برای او تنگ میآید و دلش پر از رنجهای ناشی از این عشق است. شاعر حتی در مرگ نیز به معشوم میاندیشد و عشق او را بینیاز از هر چیزی دیگر میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و شناخت ادبیات کلاسیک دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۴۵ - چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
که بی نیاز زبال از پر خدنگ توام ۱
روی زمحفل من زود و دو دیر باز آیی
هم از شتاب تو غمگین هم از درنگ توام ۲
جهان به پیش نظر در غمت چنان تنگ است
که کار بر دل تنگ از دهان تنگ توام ۳
مباد ذوق اسیران چنگ عشق تو را
اگر خیال رهایی بود ز چنگ توام ۴
ز دل غم تو نیاید برون اگر چه بدل
هزار رخنه فزون است از خدنگ توام ۵
به جانبم نکنی جز به وقت مرگ نگاه
از آن ز آشتی ات خوشتر است جنگ توام ۶
به می (سحاب) چه حاجت که بی نیاز از آن
به یاد لعل وی و اشک لعل رنگ توام ۷
که بی نیاز زبال از پر خدنگ توام ۱
روی زمحفل من زود و دو دیر باز آیی
هم از شتاب تو غمگین هم از درنگ توام ۲
جهان به پیش نظر در غمت چنان تنگ است
که کار بر دل تنگ از دهان تنگ توام ۳
مباد ذوق اسیران چنگ عشق تو را
اگر خیال رهایی بود ز چنگ توام ۴
ز دل غم تو نیاید برون اگر چه بدل
هزار رخنه فزون است از خدنگ توام ۵
به جانبم نکنی جز به وقت مرگ نگاه
از آن ز آشتی ات خوشتر است جنگ توام ۶
به می (سحاب) چه حاجت که بی نیاز از آن
به یاد لعل وی و اشک لعل رنگ توام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - کجا اندیشه از چشم بد ایام میکردم؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.