خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم و شادی زندگی میگوید و بیان میکند که شادی بدون غم را به یاد ندارد. او از عشق و فراق مینالد و از بیعدالتی و بیداد شکوه میکند. همچنین، به زیبایی طبیعی و الهی اشاره میکند و از ضعف و ناتوانی در فریاد زدن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'بیداد' و 'فریاد' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۲۳۶ - چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
دلشاد از اینم که دل شاد ندارم ۱
یاد آن شه چینی که دهد داد ندارم
اما چو تو بیداد گری یاد ندارم ۲
آن روز کدام است که بی آن لب شیرین
صد رشک به ناکامی فرهاد ندارم؟ ۳
آئینه گرفت از کف مشاطه و گفتا
منت ز تو با حسن خداداد ندارم ۴
اکنون که ز فریاد دهد داد ضعیفان
از ضعف دگر قوت فریاد ندارم ۵
ز آنکس که ننالد چو (سحاب) از تو بخاطر
در خیل تو از بنده و آزاد ندارم ۶
دلشاد از اینم که دل شاد ندارم ۱
یاد آن شه چینی که دهد داد ندارم
اما چو تو بیداد گری یاد ندارم ۲
آن روز کدام است که بی آن لب شیرین
صد رشک به ناکامی فرهاد ندارم؟ ۳
آئینه گرفت از کف مشاطه و گفتا
منت ز تو با حسن خداداد ندارم ۴
اکنون که ز فریاد دهد داد ضعیفان
از ضعف دگر قوت فریاد ندارم ۵
ز آنکس که ننالد چو (سحاب) از تو بخاطر
در خیل تو از بنده و آزاد ندارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - به کوی می فروش افتاد راهم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.