خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، جدایی، و فرمانبرداری از شاهنشاه عادل سخن میگوید. او از احساسات خود مانند تغافل، مهر، و درد دل میگوید و همچنین به اطاعت از حکم شاهنشاه اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مفاهیم مانند 'قاتل' و 'خون' ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۲۲۴ - از تغافل یا تو را با خویش مایل می کنم
از تغافل یا تو را با خویش مایل می کنم
یا برون مهر تو را یک باره از دل می کنم ۱
گر بجا خوی برآرد خون ز چشمم دور نیست
زر تیغ از بسکه شرم از روی قاتل می کنم ۲
هر زمان بر سینه از ناخن گشایم رخنه ها
چاره ها بنگر که بهر تنگی دل می کنم ۳
می کنم یا دل به آسانی ز مهر روی تو
یا که بر خود کار را یک باره مشکل می کنم ۴
ایمنند از گمرهی واماندگان کاروان
چون جرس تا ناله در دنبال محمل می کنم ۵
اینکه ترک عاشقی کردم نه از وارستگی است
امتثال حکم شاهنشاه عادل می کنم ۶
شه نشان فتحعلی شاه آنکه شرم آرد (سحاب)
چون بدریا ابر دستش را مقابل می کنم ۷
یا برون مهر تو را یک باره از دل می کنم ۱
گر بجا خوی برآرد خون ز چشمم دور نیست
زر تیغ از بسکه شرم از روی قاتل می کنم ۲
هر زمان بر سینه از ناخن گشایم رخنه ها
چاره ها بنگر که بهر تنگی دل می کنم ۳
می کنم یا دل به آسانی ز مهر روی تو
یا که بر خود کار را یک باره مشکل می کنم ۴
ایمنند از گمرهی واماندگان کاروان
چون جرس تا ناله در دنبال محمل می کنم ۵
اینکه ترک عاشقی کردم نه از وارستگی است
امتثال حکم شاهنشاه عادل می کنم ۶
شه نشان فتحعلی شاه آنکه شرم آرد (سحاب)
چون بدریا ابر دستش را مقابل می کنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - گرز آن که فغانی ز دل زار برآرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.