خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق، دلبری، اضطراب ناشی از رشک و حسادت، و عاقبت رفتارهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان یک تجربه دردناک اما آگاهیبخش یاد میکند و از عواقب احتمالی آن میترسد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و اضطرابهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رشک و عاقبت رفتارهای عاشقانه ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۷۷ - دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند
دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند
شاید از درد گرفتاران خبردارت کند ۱
دلبری بایست هر جائی تو را تا هر زمان
با خبر از اضطراب رشک اغیارت کند ۲
گربیاری تاب در آئینه بنگر روی خویش
تا چو من زین نیکوان، حسن تو بیزارت کند ۳
گر تو را این است دل باید نگار پر فنی
تا به هر ساعت هزاران عشوه در کارت کند ۴
گاهگاهی گوش بر افغان بیداران کنی
گر فغان دل شبی از خواب بیدارت کند ۵
عاقبت پاداش آن جوری که کردی با (سحاب)
سخت میترسم بروز خود گرفتارت کند ۶
شاید از درد گرفتاران خبردارت کند ۱
دلبری بایست هر جائی تو را تا هر زمان
با خبر از اضطراب رشک اغیارت کند ۲
گربیاری تاب در آئینه بنگر روی خویش
تا چو من زین نیکوان، حسن تو بیزارت کند ۳
گر تو را این است دل باید نگار پر فنی
تا به هر ساعت هزاران عشوه در کارت کند ۴
گاهگاهی گوش بر افغان بیداران کنی
گر فغان دل شبی از خواب بیدارت کند ۵
عاقبت پاداش آن جوری که کردی با (سحاب)
سخت میترسم بروز خود گرفتارت کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - روی تو جان فزا لب تو دلفریب شد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - گلی کز آتش غیرت گلاب می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.