خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق میتواند فرد را از هر گزندی در امان نگه دارد. همچنین، شاعر از تأثیر آتش عشق و ناتوانی نصیحتگران در تغییر حال او میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند آتش عشق و هلاکت ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۱۵۸ - اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
خوشا دلی که گرفتار آن کمند شود ۱
سراغ تربتم از کس پس از هلاک مکن
ببین که شعله ی آه از کجا بلند شود ۲
در آن دیار که دلبستگی به زلفی نیست
کسی چگونه در آن قید پای بند شود ۳
کند نصیحت ناصح به حال من چه اثر
جز اینکه آتش من تیز تر ز پند شود ۴
سکون در آتش عشق بتان مخواه از دل
مقیم آتش سوزنده چون سپند شود ۵
خوشا دلی که گرفتار آن کمند شود ۱
سراغ تربتم از کس پس از هلاک مکن
ببین که شعله ی آه از کجا بلند شود ۲
در آن دیار که دلبستگی به زلفی نیست
کسی چگونه در آن قید پای بند شود ۳
کند نصیحت ناصح به حال من چه اثر
جز اینکه آتش من تیز تر ز پند شود ۴
سکون در آتش عشق بتان مخواه از دل
مقیم آتش سوزنده چون سپند شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - دانی چه بود عمر گران مایه دمی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.