خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و جفای معشوق میگوید. او از ضعف خود و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که حتی تلاشهای معشوق برای تسلای دل دیگران، به او آسیب زده است. شاعر از حسرت و ناامیدی میگوید و در نهایت به سکوت و خموشی پناه میبرد، زیرا هیچ چارهای جز تحمل جور معشوق ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت، جفا و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۴۵ - دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
کز ضعف در آن کوی به جا ماند و به جا کرد ۱
ز آن روی خطش را نبود آفتی از پی
کاین سبزه ی تر نشو و نما ز آب بقا کرد ۲
از بهر تسلای دل غیر مرا کشت
مقصود وی و مطلب ما هر دو روا کرد ۳
صد تیر پی کشتنم افگند ولی من
بسمل شدم از حسرت تیری که خطا کرد ۴
جز اینکه خموشی بودم پیشه چه چاره
چون چاره ی جور تو نه نفرین نه دعا کرد ۵
تنها نه همین درد (سحاب) از تو نشد به
آن درد کام است که لعل تو دوا کرد ۶
کز ضعف در آن کوی به جا ماند و به جا کرد ۱
ز آن روی خطش را نبود آفتی از پی
کاین سبزه ی تر نشو و نما ز آب بقا کرد ۲
از بهر تسلای دل غیر مرا کشت
مقصود وی و مطلب ما هر دو روا کرد ۳
صد تیر پی کشتنم افگند ولی من
بسمل شدم از حسرت تیری که خطا کرد ۴
جز اینکه خموشی بودم پیشه چه چاره
چون چاره ی جور تو نه نفرین نه دعا کرد ۵
تنها نه همین درد (سحاب) از تو نشد به
آن درد کام است که لعل تو دوا کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - خواهم که کسم با خبر از راز نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.