خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای دل شکسته سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و تأثیرات روحی آن بر خود مینالد و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند قطره آب و سنگ خارا، زخمهای عاطفی خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به ناامیدی و سقوط در راه عشق دارد.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و دردهای عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک برخی از استعارههای شاعرانه به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۳۷ - با دل آگه شدم آن شوخ ستم کاره چه کرد
با دل آگه شدم آن شوخ ستم کاره چه کرد
از پی چاره ندانم دل بیچاره چه کرد ۱
رحمی آمد به دلش عاقبت از گریه ی من
قطره ی آب ببینید که با خاره چه کرد ۲
کرده دورم ز برت با همه ی ثابت قدمی
دیدی آخر که بمن گردش سیار چه کرد ۳
با من این گریه بیهوده بجز اینکه همین
کشت و هنگام نگه مانع نظاره چه کرد ۴
زخمهای دلم از ناوک دلدوز بدوخت
مرهمش را بنگر با دل صد پاره چه کرد ۵
تا خورم می نخورم غم که اگر با همه کس
آسمان هر ستمی کرد به می خواره چه کرد ۶
ما در اول قدم از پای فتادیم (سحاب)
در ره عشق بتان تا دل آواره چه کرد ۷
از پی چاره ندانم دل بیچاره چه کرد ۱
رحمی آمد به دلش عاقبت از گریه ی من
قطره ی آب ببینید که با خاره چه کرد ۲
کرده دورم ز برت با همه ی ثابت قدمی
دیدی آخر که بمن گردش سیار چه کرد ۳
با من این گریه بیهوده بجز اینکه همین
کشت و هنگام نگه مانع نظاره چه کرد ۴
زخمهای دلم از ناوک دلدوز بدوخت
مرهمش را بنگر با دل صد پاره چه کرد ۵
تا خورم می نخورم غم که اگر با همه کس
آسمان هر ستمی کرد به می خواره چه کرد ۶
ما در اول قدم از پای فتادیم (سحاب)
در ره عشق بتان تا دل آواره چه کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - کو طاقت دیدار گرفتم که تواند
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - بی بند کجا پای دل من بگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.