خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، فراق، درد دل و انتظار سخن میگوید. شاعر از یار دور افتاده و رنجهای عاشقانه مینالد و آرزو میکند که غم و غبار دلش بر کسی ننشیند. همچنین، او از روزگار تیره و شرایط سخت زندگی شکایت دارد و امیدوار است که آههایش به شعله تبدیل نشوند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتظار مرگ و ناامیدی نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
شماره ۱۱۵ - زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
عجب مدار که گل در کنار خار نشیند ۱
فلک نداد از آن رهگذر بباد غبارم
که آن غبار مبادش به رهگذر نشیند ۲
بدل زهر که غباری نشسته بود زدودم
مباد آن که ز من بر دلی غبار نشیند ۳
در انتظار وفاتم نشسته بر سر اجل، گو
که بیش ازین نپسندم در انتظار نشیند ۴
زرشک غیر نشینم بکنج فرقت اگر نه
کجا بروز چنین کس باختیار نشیند ۵
زدیده روز من و روزگار من شده تیره
که خود به روز من تیره روزگار نشیند ۶
از آن شد اشک فشان دیده ی (سحاب) چو باران
که شاید آتش این آه شعله بار نشیند ۷
عجب مدار که گل در کنار خار نشیند ۱
فلک نداد از آن رهگذر بباد غبارم
که آن غبار مبادش به رهگذر نشیند ۲
بدل زهر که غباری نشسته بود زدودم
مباد آن که ز من بر دلی غبار نشیند ۳
در انتظار وفاتم نشسته بر سر اجل، گو
که بیش ازین نپسندم در انتظار نشیند ۴
زرشک غیر نشینم بکنج فرقت اگر نه
کجا بروز چنین کس باختیار نشیند ۵
زدیده روز من و روزگار من شده تیره
که خود به روز من تیره روزگار نشیند ۶
از آن شد اشک فشان دیده ی (سحاب) چو باران
که شاید آتش این آه شعله بار نشیند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - ساقی بیار باده که ایام دی رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.