خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، تقدیر و مرگ است. شاعر از گلهایی که پس از مرگش میرویند به عنوان خارهای عشق یاد میکند و از تیرهای عشق و بلاهایی که بر او وارد شده سخن میگوید. او به ناپایداری دنیا و کوتاهی عمر اشاره میکند و در نهایت، به انزوا و دیدگاه خود نسبت به جهان میپردازد.
مفاهیم عمیق عاشقانه، فلسفی و وجودی در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند مرگ و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۸ - هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
خاریست که از عشق گلی بر جگر آمد ۱
تا خواجه پی ریختن طرح سرا بود
هنگام عزیمت به سرای دگر آمد ۲
ایمن بود از سنگ حوادث پر و بالم
زیرا که مرا تیر تو تعویذپر آمد ۳
یک تیر خطا شد بدلم آنچه فکندی
صد تیر زدی لیک یکی کارگر آمد ۴
ز آن پیش که از تیغ و سپرم نام و نشا بود
جان و دل من تیغ بلا را سپر آمد ۵
از بخت بد آن مایه ی عمر آه که وقتی
آمد بسر من که مرا عمر سر آمد ۶
در عالم عزلت چو (سحاب) آنکه نظر کرد
در دیده ی او هر دو جهان مختصر آمد ۷
خاریست که از عشق گلی بر جگر آمد ۱
تا خواجه پی ریختن طرح سرا بود
هنگام عزیمت به سرای دگر آمد ۲
ایمن بود از سنگ حوادث پر و بالم
زیرا که مرا تیر تو تعویذپر آمد ۳
یک تیر خطا شد بدلم آنچه فکندی
صد تیر زدی لیک یکی کارگر آمد ۴
ز آن پیش که از تیغ و سپرم نام و نشا بود
جان و دل من تیغ بلا را سپر آمد ۵
از بخت بد آن مایه ی عمر آه که وقتی
آمد بسر من که مرا عمر سر آمد ۶
در عالم عزلت چو (سحاب) آنکه نظر کرد
در دیده ی او هر دو جهان مختصر آمد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - نگیرد تا دلت در دل دری چند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - اگر کام من سال و ماهی برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.