خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که همه چیز جز او را فراموش کرده و وصال او را مانند شرابی میداند که باعث بیهوشی میشود. شاعر از تأثیر نام خود بر زبان معشوق و ترس از فراموشی نامش میگوید. همچنین، هشدار میدهد که مصرف شراب میتواند باعث مستی و مدهوشی شود و عواقبی برای خوبان پارسا دارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است و همچنین اشارهای به مصرف شراب دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۰۶ - عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
وصل تو آن شراب که بیهوشی آورد ۱
بر هر زبانی آورد از من حکایتی
نامم که بر زبان تو خاموشی آورد ۲
با کس منوش باده و گر پند بشنوی
چندان مخور که مستی و مدهوشی آورد ۳
کآرد هر آنچه بر سر خوبان پارسا
شوق شراب و میل قدح نوشی آورد ۴
بیند زبیم غیر به گردون و بر زبان
نام (سحاب) را به فراموشی آورد ۵
وصل تو آن شراب که بیهوشی آورد ۱
بر هر زبانی آورد از من حکایتی
نامم که بر زبان تو خاموشی آورد ۲
با کس منوش باده و گر پند بشنوی
چندان مخور که مستی و مدهوشی آورد ۳
کآرد هر آنچه بر سر خوبان پارسا
شوق شراب و میل قدح نوشی آورد ۴
بیند زبیم غیر به گردون و بر زبان
نام (سحاب) را به فراموشی آورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - نگیرد تا دلت در دل دری چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.