خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از لذتهای زندگی مانند نوشیدن جام صبوح در صبح و زیباییهای طبیعت سخن میگوید، اما در عین حال از دردهای عاطفی مانند دل مجروح و رقیب عشقی نیز یاد میکند. او به این نکته اشاره میکند که گاهی امنیت و آرامش ظاهری (مانند اشک چشم) نمیتواند دردهای درونی را التیام بخشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۲ - ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح
ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح
که صبح موسم عیش است و راح لذت روح ۱
صباح عید و لب جویبار و جام صبوح
روا بود که پشیمان شود ز تو به نصوح ۲
چه سود از این که لبش مرهم جراحت هاست
مرا که هست جگر داغدار و دل مجروح ۳
دری که هست بدست رقیب ما مفتاح
روا بود که نباشد به روی ما مفتوح ۴
چه سود کایمنی از اشک چشم خویش (سحاب)
همین نه بس که سلامت بود سفینه ی نوح ۵
که صبح موسم عیش است و راح لذت روح ۱
صباح عید و لب جویبار و جام صبوح
روا بود که پشیمان شود ز تو به نصوح ۲
چه سود از این که لبش مرهم جراحت هاست
مرا که هست جگر داغدار و دل مجروح ۳
دری که هست بدست رقیب ما مفتاح
روا بود که نباشد به روی ما مفتوح ۴
چه سود کایمنی از اشک چشم خویش (سحاب)
همین نه بس که سلامت بود سفینه ی نوح ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - هر که را در کیش او نهی است راح
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.