خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین از عشق یکطرفه، هجران و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از سکوت معشوق در برابر احساساتش گلایه دارد و به تصاویری مانند تیغ کشیدن برای کشتن، زهر جگرسوز و حریم نگهبانیشده اشاره میکند تا عمق درد خود را نشان دهد. در نهایت، سکوت معشوق را به خون طپیدن در سینه تشبیه میکند.
مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق یکطرفه، رنج هجران و استعارههای سنگین (مانند تیغ کشیدن و زهر جگرسوز) برای درک و پردازش مناسب نوجوانان و بزرگسالان طراحی شدهاند. این متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد یا احساسات منفی ایجاد کند.
شماره ۹۴ - همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
که تنگ در بر خویشش گرفت و هیچ نگفت ۱
به بوسه ی شدم امیدوار و از کین باز
بجای عربده لب را گزید و هیچ نگفت ۲
همین بس است به هجر منم گواه که تیغ
بقصد کشتن من سر کشید و هیچ نگفت ۳
مرا گمان که کرده است پاسبان امشب
که پای من به حریمش رسید و هیچ نگفت ۴
اگر ندیده رخت چشم ناصح از چه سبب
بچشم خویش مرا با تو دید و هیچ نگفت ۵
چکید زهر جگر سوز رشک راهردم
چو زهر هجر تو نتوان چشید و هیچ نگفت ۶
(سحاب) را نرسد حرف خونبها که از او
هزار مرتبه در خون طپید و هیچ نگفت ۷
که تنگ در بر خویشش گرفت و هیچ نگفت ۱
به بوسه ی شدم امیدوار و از کین باز
بجای عربده لب را گزید و هیچ نگفت ۲
همین بس است به هجر منم گواه که تیغ
بقصد کشتن من سر کشید و هیچ نگفت ۳
مرا گمان که کرده است پاسبان امشب
که پای من به حریمش رسید و هیچ نگفت ۴
اگر ندیده رخت چشم ناصح از چه سبب
بچشم خویش مرا با تو دید و هیچ نگفت ۵
چکید زهر جگر سوز رشک راهردم
چو زهر هجر تو نتوان چشید و هیچ نگفت ۶
(سحاب) را نرسد حرف خونبها که از او
هزار مرتبه در خون طپید و هیچ نگفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - آنرا که زهجر دردناک است
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.