خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از جمال معشوق، بیقراری خود و تأثیر عمیق عشق سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند وصل، هجران و حیرانی در عشق یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۸۵ - امشب آن شمع شب افروز به کاشانه ی کیست
امشب آن شمع شب افروز به کاشانه ی کیست
روشن از ماه جهانتاب رخش خانه ی کیست ۱
آنکه ز افسانه ی من دوش نمی رفت به خواب
امشبش دیده به خواب خوش از افسانه ی کیست ۲
زلف و خالی همه دین و دل خلقی بربود
کس ندانست که این دام که آن دانه ی کیست ۳
صد پری جلوه گر از هر طرفی بین چه عجب
گر نداند دل سر گشته که دیوانه ی کیست ۴
نه به کس مایل مهر است نه کین حیرانم
کآشنای که بود آن مه و بیگانه ی کیست ۵
ساغر عیش من از باده ی وصلت خالی است
تا لبالب زمی وصل تو پیمانه ی کیست ۶
جای آن ماه بود خانه ی بیگانه (سحاب)
بنگر آن گنج گرانمایه به ویرانه ی کیست ۷
روشن از ماه جهانتاب رخش خانه ی کیست ۱
آنکه ز افسانه ی من دوش نمی رفت به خواب
امشبش دیده به خواب خوش از افسانه ی کیست ۲
زلف و خالی همه دین و دل خلقی بربود
کس ندانست که این دام که آن دانه ی کیست ۳
صد پری جلوه گر از هر طرفی بین چه عجب
گر نداند دل سر گشته که دیوانه ی کیست ۴
نه به کس مایل مهر است نه کین حیرانم
کآشنای که بود آن مه و بیگانه ی کیست ۵
ساغر عیش من از باده ی وصلت خالی است
تا لبالب زمی وصل تو پیمانه ی کیست ۶
جای آن ماه بود خانه ی بیگانه (سحاب)
بنگر آن گنج گرانمایه به ویرانه ی کیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.