خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، فراق و اندوه سخن میگوید. شاعر از درد دوری یار، اشکهای ریخته شده و روزهای ناخوشی که پس از رفتن معشوق تجربه کرده، مینالد. همچنین به ناامیدی از بازگشت گذشته و تأثیر سخنان دیگران در ایجاد فاصله اشاره دارد.
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و اندوه ناشی از عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۷۳ - بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت
بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت
آنجا به چه کار آمد و زآنجا به چه رو رفت ۱
خونی که روا بود که از تیغ تو ریزد
از حسرت تیغت همه از دیده فرو رفت ۲
بودم ز می یار چنان مست که امسال
کی باده ندانم به خم از خم به سبو رفت ۳
دل خون شد و از چشمم اگر ریخت چه چاره
باز آمدنی نیست هر آبی که زجو رفت ۴
روز خوشی از بخت بد خویش ندیدم
زآن روز که دل از پی آن روی نکو رفت ۵
حرف بد غیرش سبب عربده گردید
کز بزم (سحاب) آن صنم عربده جو رفت ۶
آنجا به چه کار آمد و زآنجا به چه رو رفت ۱
خونی که روا بود که از تیغ تو ریزد
از حسرت تیغت همه از دیده فرو رفت ۲
بودم ز می یار چنان مست که امسال
کی باده ندانم به خم از خم به سبو رفت ۳
دل خون شد و از چشمم اگر ریخت چه چاره
باز آمدنی نیست هر آبی که زجو رفت ۴
روز خوشی از بخت بد خویش ندیدم
زآن روز که دل از پی آن روی نکو رفت ۵
حرف بد غیرش سبب عربده گردید
کز بزم (سحاب) آن صنم عربده جو رفت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - تا صحبت یار دلنواز است
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - زاهل امتحان کس در میان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.