خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق یکطرفه و درد ناشی از بیتوجهی معشوق میگوید. او از نالهها و اندوه خود سخن میگوید و بیان میکند که معشوق سنگدل، حتی به فکر او هم نیست. شاعر خود را گناهکار عشق میداند و از بدگمانی معشوق نسبت به خود شکایت دارد. او همچنین از بار سنگین عشق و ناامیدیهایش مینالد و در پایان به دنبال پناهگاهی میگردد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۶۹ - خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت
خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت
نداشت گاهی اگر التفات گاهی داشت ۱
گذشت آنکه دل آن نگار سنگین دل
حذر ز ناله و اندیشه ی ز آهی داشت ۲
عجب نبود که او بگذرد ز جرم دلم
بجز گناه محبت اگر گناهی داشت ۳
شدم هلاک غم او و بد گمانی بین
که در محبت من باز اشتباهی داشت ۴
مراست دل به تو مفتون و هر دلی بدلی
نداشت راه بمن خصمی تو راهی داشت ۵
ز بار عشق تو دوشم بدوش کوهی بود
که در برابر آن کوه وزن کاهی داشت ۶
شدم بجرم وفا من شفیع دل اما
گناهکارتر از خویش عذرخواهی داشت ۷
ز خصمی فلک اندیشه ی نداشت (سحاب)
بر آستانه ی میخانه تا پناهی داشت ۸
نداشت گاهی اگر التفات گاهی داشت ۱
گذشت آنکه دل آن نگار سنگین دل
حذر ز ناله و اندیشه ی ز آهی داشت ۲
عجب نبود که او بگذرد ز جرم دلم
بجز گناه محبت اگر گناهی داشت ۳
شدم هلاک غم او و بد گمانی بین
که در محبت من باز اشتباهی داشت ۴
مراست دل به تو مفتون و هر دلی بدلی
نداشت راه بمن خصمی تو راهی داشت ۵
ز بار عشق تو دوشم بدوش کوهی بود
که در برابر آن کوه وزن کاهی داشت ۶
شدم بجرم وفا من شفیع دل اما
گناهکارتر از خویش عذرخواهی داشت ۷
ز خصمی فلک اندیشه ی نداشت (سحاب)
بر آستانه ی میخانه تا پناهی داشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.