خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید و بیان میکند که دلش تنها برای معشوق میتپد و هیچ کس دیگری در آن جای ندارد. او از نالههای دلش و بیقراریهای عاشقانه میگوید و آرزو میکند که معشوق به سویش بازگردد. همچنین، او از تنهایی و بیپناهی خود سخن میگوید و امیدوار است که کسی به درد و دلش گوش دهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۶۰ - سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست
کو در دل و جز او بدلم راه کسی نیست ۱
با ناله ی دل نیست ز واماندگیم باک
در گوش من اکنون که صدای جرسی نیست ۲
گفتم که بر آرم نفسی با وی و اکنون
کز لطف به بالین من آمد نفسی نیست ۳
گوشی به حدیث چو منی نیز توان داد
تا حرفی از آسایش کنج قفسی نیست ۴
با آه من و اشک (سحاب) از چه ندانم
کوی تو همان پاک ز هر خار و خسی نیست ۵
کو در دل و جز او بدلم راه کسی نیست ۱
با ناله ی دل نیست ز واماندگیم باک
در گوش من اکنون که صدای جرسی نیست ۲
گفتم که بر آرم نفسی با وی و اکنون
کز لطف به بالین من آمد نفسی نیست ۳
گوشی به حدیث چو منی نیز توان داد
تا حرفی از آسایش کنج قفسی نیست ۴
با آه من و اشک (سحاب) از چه ندانم
کوی تو همان پاک ز هر خار و خسی نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.