خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق نگاه او بر جان شاعر اشاره دارد. شاعر از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید و از رنج‌های هجران و ستم معشوق شکوه می‌کند، اما در نهایت به دنبال آبادانی دل به دست معشوق است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و هجران نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت

روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت
روشنی نیست جز از پرتو روی چو مهت ۱

ز یکی جان بستاند به یکی جان بخشد
جان من این چه اثرهاست که دارد نگهت؟ ۲

عجبی نیست اگر صید حرم را ز حرم
به سوی دامگه آرد هوس دامگهت ۳

ز تو داد دل ما را بستاند روزی
آنکه کرده است به ملک دل ما پادشهت ۴

کوش تا شهر دل آباد کنی ای شه حسن
پیشتر ز آنکه نهد رو به هزیمت سپهت ۵

نه به رحم است که بر باد ندادی خاکم
ز آن ندادی که مبادا بنشیند به رهت ۶

گشت مرحوم ز سنگ ستمت چون زنخست
ریخت بال و پرم از حسرت طرف کلهت ۷

دور از او زیستی و هر چه به پاداش (سحاب)
هجر او با تو کند نیست فزون از گنهت ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.