خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شعری مانند آب، اشک، آتش و باد، احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر از جدایی و اندوه خود مینالد و از ساقی میخواهد تا با شراب، سرمای دی را از بین ببرد. او خود را مانند نی توصیف میکند که گاهی از باد و گاهی از آب پر میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۰ - از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب
جان تا به کی در آتش و تن تا به کی در آب؟ ۱
جسم مرا به کوی تو آورد سیل اشک
چون کشتئی که مرحله ها کرده طی در آب ۲
بر باد از آن نداد که از رشک عاشقان
غرق است خاک من بسر کوی وی در آب ۳
ساقی به دفع سردی دی می به شیشه ریخت
آتش که دیده خاصه به هنگام دی در آب؟ ۴
از ناله وز گریه جدا از مهی (سحاب)
گاهی چو نی زبادم و گاهی چو نی در آب ۵
جان تا به کی در آتش و تن تا به کی در آب؟ ۱
جسم مرا به کوی تو آورد سیل اشک
چون کشتئی که مرحله ها کرده طی در آب ۲
بر باد از آن نداد که از رشک عاشقان
غرق است خاک من بسر کوی وی در آب ۳
ساقی به دفع سردی دی می به شیشه ریخت
آتش که دیده خاصه به هنگام دی در آب؟ ۴
از ناله وز گریه جدا از مهی (سحاب)
گاهی چو نی زبادم و گاهی چو نی در آب ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.