خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد دل شاعر از عشق و حسرت‌هایش است. او از عشق به معشوق، دل‌بستگی‌هایش، و رهایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند فراق، وصل، و بی‌اعتنایی به دنیا دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۳ - گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را

گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را
باز می خواهد که از سر گیرم این افسانه را ۱

حسرت سنگ تو دارد هر کس اما کو دلی؟
چون بر آرد آرزوی یک جهان دیوانه را ۲

هر زمان از گریه خوش تر گردد احوال دلم
سیل را بنگر که آبادی دهد ویرانه را ۳

دل نمی بندم دگر بر التفات نیکوان
صید دام افتاده میداند فریب دانه را ۴

صد دل خون گشته افزونست در هر موی او
بر سر زلف دو تا آهسته تر زن شانه را ۵

دل به بزم خاص هم فارغ ز درد رشک نیست
زان که او فرقی نمی داند ز کس بیگانه را ۶

با صد افسون بعد عمری کآرمش همراه خویش
کرده ام گم ز اشتیاق وصل راه خانه را ۷

خلوت دل را حریم وصل جانان دان (سحاب)
نه چو زاهد کعبه یا چون برهمن بتخانه را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲ - افزود جفای بت بیدادگرم را
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.