خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از امید به وصال معشوق و شادیهای گذرا سخن میگوید، اما همچنین از درد هجران و ناشادیهای ناشی از آن یاد میکند. او به شبهای وصل امید بسته، ولی از پیامدهای احتمالی آن هراس دارد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند هجران و مکافات ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۸ - دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شبها
دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شبها
ولی فریاد از آن روزی که آرد یاد ازین شبها ۱
به امیدی که بنشیند مگر در کوی او روزی
به این شادم که خاک من رود بر باد ازین شبها ۲
شب هجران به روز وصل بود آبستن و اکنون
شب وصلست هر شب تا چه خواهد زاد ازین شبها ۳
بود شبهای شادی راز پی روز مکافاتی
دلم در زحمت این روزها افتاد ازین شبها ۴
بود شبهای وصلش مایه ی شادی (سحاب) اما
دل ناشاد من دانم نگردد شاد ازین شبها ۵
ولی فریاد از آن روزی که آرد یاد ازین شبها ۱
به امیدی که بنشیند مگر در کوی او روزی
به این شادم که خاک من رود بر باد ازین شبها ۲
شب هجران به روز وصل بود آبستن و اکنون
شب وصلست هر شب تا چه خواهد زاد ازین شبها ۳
بود شبهای شادی راز پی روز مکافاتی
دلم در زحمت این روزها افتاد ازین شبها ۴
بود شبهای وصلش مایه ی شادی (سحاب) اما
دل ناشاد من دانم نگردد شاد ازین شبها ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را
گوهر بعدی:شماره ۹ - سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.