خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از آزادگی و افتادگی خود سخن میگوید و با مقایسه خود به سرو و سایه آن، احساس تهیدستی و گدازادگی خود را بیان میکند. او از راستی و عیبهای زندگی میپرسد و وضعیت خود را توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند تهیدستی و گدازادگی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۸۶ - از بسکه چو سرو چمن آزاده منم
از بسکه چو سرو چمن آزاده منم
چون سایه سرو خاک افتاده منم ۱
گر عیب نبود راستی پس از چیست
بی چیز و تهی دست و گدازاده منم ۲
چون سایه سرو خاک افتاده منم ۱
گر عیب نبود راستی پس از چیست
بی چیز و تهی دست و گدازاده منم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - آن خم که بود مدام در جوش، منم
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - از رنگ افق من آتشی می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.