خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. معشوق با رفتارهای خود، مانند پنهان کردن صورت زیر زلف، دل شاعر را تسخیر می‌کند و او را درگیر احساسات شدید می‌نماید. شاعر از شکست عهد و پیمان معشوق شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که درد عشق او درمان‌ناپذیر است.

این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل ۲۰۹ - روی در زیر زلف پنهان کرد

روی در زیر زلف پنهان کرد
تا در اسلام کافرستان کرد ۱

باز چون زلف برگرفت از روی
همه کفار را مسلمان کرد ۲

دوش آمد برم سحرگاهی
تا دل من به زلف پیمان کرد ۳

چون سحرگاه باد صبح بخاست
حلقهٔ زلف او پریشان کرد ۴

گفتم آخر چرا چنین کردی
گفت این باد کرد چتوان کرد ۵

گفتمش عهد کن به چشم این بار
چشم برهم نهاد و فرمان کرد ۶

چون که پیمان ما به باد بداد
باز عهدم شکست و تاوان کرد ۷

چون برفتم ز چشم، او حالی
دل من برد و تیرباران کرد ۸

گفتم آخر شکست چشمت عهد
گفت چشمم نکرد مژگان کرد ۹

گفتمش با لب تو عهد کنم
گفت کن زانکه بوسه ارزان کرد ۱۰

چون ببستیم عهد لب بر لب
بر لبم لعل او درافشان کرد ۱۱

من چو بی‌خویشتن شدم ز خوشی
پاره از من بکند و پنهان کرد ۱۲

گفتم آخر لب تو عهد شکست
گفت آن لب نکرد دندان کرد ۱۳

درد عطار را که درمان نیست
می‌ندانم که هیچ درمان کرد ۱۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۴ ۴۹۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۸ - عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰ - بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.