خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فداکاری‌های خود در راه معشوق سخن می‌گوید. او از روز الست (پیمان ازلی) تاکنون در راه عشق قدم گذاشته و همه چیز، از جان تا دل، را فدا کرده است. معشوق با کمان ابروهایش دل او را نشانه رفته و شاعر با وجود همه سختی‌ها و نادرستی‌ها، باز هم تسلیم عشق شده است. او از معشوق می‌خواهد که از او نخواهد، چرا که همه چیز خود را уже داده است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و تسلیم در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۹ - سر خط عاشقی را روز الست دادم

سر خط عاشقی را روز الست دادم
ننهاده پا در این راه سر را ز دست دادم ۱

تو با کمان ابرو دل را نشانه کردی
من هم به دست و تیرت، جان ناز شست دادم ۲

عیبم مکن بسستی کز حربه درستی
این نادرستها را آخر شکست دادم ۳

تا چشم و ابرویت را پیوسته دادم الفت
تیغ هزار دم را در دست مست دادم ۴

در بند طره دوست دادم بسادگی دل
غافل که جان خود را زین بند و بست دادم ۵

ای لعبت سپاهی از جان من چه خواهی
تو آنچه بود بردی من آنچه هست دادم ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - ما خیل گدایان که زر و سیم نداریم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - بباد روی گلی در چمن چو ناله کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.