خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آرزوی رهایی از ظواهر فریبنده و رسیدن به حقیقت و پاکی سخن میگوید. او از دلهای سرد و بیاحساس شکایت دارد و خواهان تغییر و تحول است. شاعر به دنبال همراهی پاکباز و حقیقی است و آرزو میکند که از قفس تنگ دنیا رها شده و به پرواز درآید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۶ - ز خود آرائی تن جامه جان چاک می خواهم
ز خود آرائی تن جامه جان چاک می خواهم
ز خون افشانی دل دیده را نمناک می خواهم ۱
دل از خونسردی نوباوگان کاوه پر خون شد
شقاوت پیشه ای خونریز چون ضحاک می خواهم ۲
چو از بالا نشستن آبرومندی نشد حاصل
نشیمن با گدای همنشین خاک می خواهم ۳
در این بازی که طرح نو نماید رفع ناپاکی
حریف کهنه کار پاکباز پاک می خواهم ۴
رود از بس پی صید غزالان این دل وحشی
به گیسوی تو او را بسته فتراک می خواهم ۵
قفس از شش جهت شد تنگ در این خاکدان بر دل
پری شایسته پرواز نه افلاک می خواهم ۶
ز خون افشانی دل دیده را نمناک می خواهم ۱
دل از خونسردی نوباوگان کاوه پر خون شد
شقاوت پیشه ای خونریز چون ضحاک می خواهم ۲
چو از بالا نشستن آبرومندی نشد حاصل
نشیمن با گدای همنشین خاک می خواهم ۳
در این بازی که طرح نو نماید رفع ناپاکی
حریف کهنه کار پاکباز پاک می خواهم ۴
رود از بس پی صید غزالان این دل وحشی
به گیسوی تو او را بسته فتراک می خواهم ۵
قفس از شش جهت شد تنگ در این خاکدان بر دل
پری شایسته پرواز نه افلاک می خواهم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - ما مست و خراب از می صهبای الستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.