شاعر در این اشعار بیان میکند که اگر عاشق نبود، اینگونه آماده فداکاری نمیشد. او خود را مانند آینهای پاک و ساده توصیف میکند که عیب و هنر دیگران را نشان میدهد. همچنین، او آزادگی و تهیدستی خود را دلیل سرسبزی زندگیاش میداند و از اینکه تحت فشار تملق یا زورگویی دیگران قرار نگرفته، ابراز رضایت میکند. شاعر از عشق و مستی ناشی از نگاه معشوق سخن میگوید و در نهایت، با وجود فقر و غم زیاد، از اینکه ثروتمند زاده نشده، خوشحال است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، خودشناسی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تملق، آزادگی و فقر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۵ - گر برخی جانان من دلداده نبودم
در دادن جان اینهمه آماده نبودم ۱
عیب و هنر خلق نمی شد ز من اظهار
چون آینه گر پاکدل و ساده نبودم ۲
سرسبزی من جز ز تهی دستی من نیست
چون سرو نبودم اگر آزاده نبودم ۳
خم بود اگر پشت من از بار تملق
پیش همه با جبهه بگشاده نبودم ۴
ننهادی اگر تیغ تو منت به سر من
در پای تو چون کشته من افتاده نبودم ۵
کیفیت چشمان تو مستی به من آموخت
آن روز که من در طلب باده نبودم ۶
از جنس فقیرانم و با این غم بسیار
دلشاد از آنم که غنی زاده نبودم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.