خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از گذر از غرور و رسیدن به فروتنی، سادگی و آزادگی سخن میگوید. او به نیستی و پستی اشاره کرده و از ایستادگی در برابر دشمنان و عشق به دوست میگوید. همچنین، به خونین دل بودن و افتخار به دهقانزادگی خود اشاره میکند. در پایان، از ترک عادتهای بد و جستجوی سعادت سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونین دل' و 'رفع دشمنها' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۵۲ - گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارم
گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارم
گرفتم رنگ بیرنگی، هوای سادگی دارم ۱
مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستی
چو سروم کز تهی دستی، بر آزادگی دارم ۲
گرم دشمن بود تنها، به جان دوست من تنها
برای رفع دشمنها، به جان ایستادگی دارم ۳
من آن خونین دل زارم، که خون خوردن بود کارم
مباهاتی که من دارم، ز دهقان زادگی دارم ۴
نمودم ترک عادت را، ز کم جستم زیادت را
من اسباب سعادت را، بدین آمادگی دارم ۵
گرفتم رنگ بیرنگی، هوای سادگی دارم ۱
مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستی
چو سروم کز تهی دستی، بر آزادگی دارم ۲
گرم دشمن بود تنها، به جان دوست من تنها
برای رفع دشمنها، به جان ایستادگی دارم ۳
من آن خونین دل زارم، که خون خوردن بود کارم
مباهاتی که من دارم، ز دهقان زادگی دارم ۴
نمودم ترک عادت را، ز کم جستم زیادت را
من اسباب سعادت را، بدین آمادگی دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - خوش آنکه در طریق عدالت قدم زنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - به کوی ناامیدی شمع آسا محفلی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.