خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین درباره عشق بیپاسخ، رنجهای دل، و احساس تنهایی و بیکسی است. شاعر از بیوفایی معشوق و دردهای عشق شکایت میکند و خود را ثابتقدم در عشق و در عین حال سرگردان میداند. همچنین، به بیعدالتی جهان و نبود پناهگاه برای دلشکستگان اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، دردهای روحی، و مفاهیم فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربه زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۲۵ - هرکس که به دل مهر تو مه پاره ندارد
هرکس که به دل مهر تو مه پاره ندارد
از هر دو جهان بهره به یکباره ندارد ۱
فریاد ز بیچارگی دل که بناچار
جز آنکه به غم ناله کند چاره ندارد ۲
هم ثابت در عشقم و هم رهرو سیار
افلاک چو من ثابت و سیاره ندارد ۳
دارد دل من گر هوس خفتن در گور
طفل است و بجز عادت گهواره ندارد ۴
با این همه خواری ز چه دارد سرسختی
آن سست وفا گر دل چون خاره ندارد ۵
ریزد غم و افسردگیش از در و دیوار
هر شهر که میخانه و میخواره ندارد ۶
در کیش من آزار دل اهل محبت
جرمیست که آن توبه و کفاره ندارد ۷
با اینهمه دیوانه یکی چون من و مجنون
صحرای جنون از وطن آواره ندارد ۸
از هر دو جهان بهره به یکباره ندارد ۱
فریاد ز بیچارگی دل که بناچار
جز آنکه به غم ناله کند چاره ندارد ۲
هم ثابت در عشقم و هم رهرو سیار
افلاک چو من ثابت و سیاره ندارد ۳
دارد دل من گر هوس خفتن در گور
طفل است و بجز عادت گهواره ندارد ۴
با این همه خواری ز چه دارد سرسختی
آن سست وفا گر دل چون خاره ندارد ۵
ریزد غم و افسردگیش از در و دیوار
هر شهر که میخانه و میخواره ندارد ۶
در کیش من آزار دل اهل محبت
جرمیست که آن توبه و کفاره ندارد ۷
با اینهمه دیوانه یکی چون من و مجنون
صحرای جنون از وطن آواره ندارد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - آن پری چو از، بهر دلبری، زلف عنبرین، شانه می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - در جهان کهنه از نو شور و شر باید نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.