خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر درباره ضرورت آزادی، عدالت و مبارزه با استبداد است. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به عشق و آزادی باید شجاعت داشت و از جان گذشت. همچنین، از ظلم به دهقانان و مردم عادی انتقاد میکند و خواستار برچیدن استبداد است.
محتوا شامل مفاهیم سیاسی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند استبداد و ظلم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۱۳ - رسم و ره آزادی یا پیشه نباید کرد
رسم و ره آزادی یا پیشه نباید کرد
یا آنکه ز جان بازی اندیشه نباید کرد ۱
سودی نبری از عشق گر جرأت شیرت نیست
آسوده گذر هرگز زین پیشه نباید کرد ۲
گر آب رزت باید ای مالک بی انصاف
خون دل دهقان را در شیشه نباید کرد ۳
در سایه استبداد پژمرده شد آزادی
این گلبن نورس را بی ریشه نباید کرد ۴
با داس و چکش کن محو، این خسروی ایوان را
چون کوه کنی هر روز با تیشه نباید کرد ۵
یا آنکه ز جان بازی اندیشه نباید کرد ۱
سودی نبری از عشق گر جرأت شیرت نیست
آسوده گذر هرگز زین پیشه نباید کرد ۲
گر آب رزت باید ای مالک بی انصاف
خون دل دهقان را در شیشه نباید کرد ۳
در سایه استبداد پژمرده شد آزادی
این گلبن نورس را بی ریشه نباید کرد ۴
با داس و چکش کن محو، این خسروی ایوان را
چون کوه کنی هر روز با تیشه نباید کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - باز طوفان بلا لجه ی خون می خواهد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - گر بدین سان آتش کین شعله ور خواهی نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.