خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر انتظار و امید به نجاتدهندهای فریادرس است. شاعر از فرسودگی و ماندن در حسرت میگوید، در حالی که دیگران پیشرفت میکنند. عشق و انتظار یار، شکستن قید و بندها، و ماندن در رنج از مضامین اصلی است. همچنین، اشارهای به اهمیت علم و سعادت دارد که بدون تلاش، دستیابی به آن ممکن نیست.
مفاهیم عمیق عرفانی، انتظار و رنج عاشقانه، و اشارات نمادین به مفاهیمی مانند علم و سعادت، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۱۰۹ - گر از دو روز عمر مرا یک نفس بماند
گر از دو روز عمر مرا یک نفس بماند
در انتظار ناجی فریاد رس بماند ۱
هر کس ببرد گوی ز میدان افتخار
جز فارس را که فارس همت فرس بماند ۲
دل می طپد به سینه تنگم ز سوز عشق
چون مرغ بی پری که به کنج قفس بماند ۳
در انتظار یار سفر کرده سالهاست
چشمم به راه و گوش به بانگ جرس بماند ۴
مفتی شراب خورد و صراحی شکست و رفت
مطرب غنا نخواند و به چنگ عسس بماند ۵
هر گل شکفت و رفت بباد از جفای چرخ
اما برای خستن دل، خار و خس بماند ۶
در شاهراه علم که اصل سعادت است
هر کس نرفت پیش ز مقصود پس بماند ۷
در انتظار ناجی فریاد رس بماند ۱
هر کس ببرد گوی ز میدان افتخار
جز فارس را که فارس همت فرس بماند ۲
دل می طپد به سینه تنگم ز سوز عشق
چون مرغ بی پری که به کنج قفس بماند ۳
در انتظار یار سفر کرده سالهاست
چشمم به راه و گوش به بانگ جرس بماند ۴
مفتی شراب خورد و صراحی شکست و رفت
مطرب غنا نخواند و به چنگ عسس بماند ۵
هر گل شکفت و رفت بباد از جفای چرخ
اما برای خستن دل، خار و خس بماند ۶
در شاهراه علم که اصل سعادت است
هر کس نرفت پیش ز مقصود پس بماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - آنچه را با کارگر سرمایه داری می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - توده را با جنگ صنفی آشنا باید نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.