خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات درونی، عشق، آرزوها و رازهای نهفته در دل خود سخن میگوید. او از عشق به معشوق، ناامیدیها و امیدهایش، و بازیهای روزگار میگوید. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند فقر و گدایی معنوی دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۷ - با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
کس ندانست که در پرده چه رازی دارد ۱
بر سر زلف تو دارد هوس چنگ زدن
دست کوتاه من امید درازی دارد ۲
گرو آخر ببرد درگه بازی ز حریف
پاکبازی که دل و دیده ی بازی دارد ۳
خواجه گاهی به نگاهی دل ما را ننواخت
تا بگویم نظر بنده نوازی دارد ۴
شمع در ماتم پروانه اگر غمزده نیست
از چه شب تا به سحر سوز و گدازی دارد ۵
خسروی محتشم روی زمین دانی کیست؟
آن گدایی که چو محمود ایازی دارد ۶
کس ندانست که در پرده چه رازی دارد ۱
بر سر زلف تو دارد هوس چنگ زدن
دست کوتاه من امید درازی دارد ۲
گرو آخر ببرد درگه بازی ز حریف
پاکبازی که دل و دیده ی بازی دارد ۳
خواجه گاهی به نگاهی دل ما را ننواخت
تا بگویم نظر بنده نوازی دارد ۴
شمع در ماتم پروانه اگر غمزده نیست
از چه شب تا به سحر سوز و گدازی دارد ۵
خسروی محتشم روی زمین دانی کیست؟
آن گدایی که چو محمود ایازی دارد ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶ - جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
گوهر بعدی:شماره ۷۸ - با ادب در پیش قانون هر که زانو می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.