این شعر از فرخی یزدی، با استفاده از استعارهها و کنایههای فراوان، به انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی زمان خود میپردازد. شاعر از بیعدالتی، دیوانگی حاکم بر جامعه، و تظاهر به عقلانیت در میان دیوانگان سخن میگوید. همچنین، به ستایش از کسانی که در مقابل ظلم ایستادهاند و از مرگ نترسیدهاند، اشاره میکند. در نهایت، شعر به امیدواری برای آیندهای بهتر با محوریت فردی که از دایرهی فساد خارج شده است، پایان مییابد.
متن دارای مفاهیم انتقادی و سیاسی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آگاهی اجتماعی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۸ - باید این دور اگر عالی و گردون باشد
گنگ و کور و کر و سرگشته چو گردون باشد ۱
در محیطی که پسند همه دیوانه گری است
عاقل آن است که در کسوت مجنون باشد ۲
خسروی کشور ما تا بود این شیرین کار
لاله سان دیده ی مردم همه گلگون باشد ۳
عذر تقصیر همی خواهد و گوید مأمور
کاین جنایت حسب الامر همایون باشد ۴
هر که زین پیش جوان مرد و چنین روز ندید
باید از مرگ به جان شاکر و ممنون باشد ۵
نقطه ی مرکز آینده ی ما دانی کیست
آنکه امروز از این دایره بیرون باشد ۶
کاوه در جامعه کارگری بار نیافت
به گناهی که طرفدار فریدون باشد ۷
لایق شاه بود قصر نه هر زندانی
حاکم جامعه گر ملت و قانون باشد ۸
فرخی از کرم شاه شده قصر نشین
به تو این منزل نو فرخ و میمون باشد ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.